در مقاله معرفی جنبشهای هنری، درباره اکثر جنبشهای هنری که تاکنون شناخته شده است، صحبت کردیم و خلاصهای از دیدگاههای هرکدام را با هم مرور کردیم. حالا میخواهیم به طور خاص به جنبش هنری آرت نو یا هنر نو پرداخته و با جزئیات آن آشنا شده و در آن عمیق شویم.
«بخش مهمی از هنر تزیین، بخشیدن لذت به اشیائی است که مردم ناچار به استفاده از آنها هستند؛ و بخش دیگر آن، لذت بخشیدن به ساخت اشیائی است که مردم ناچار به ساختن آن هستند.»_ ویلیام موریس
تعریف هنر نو؛ هنر نو چیست؟
هنر نو یک سبک بینالمللی در هنر تزیینی است که معماری، هنرهای زیبا و به ویژه هنرهای تزئینی را در سراسر اروپا و ایالات متحده در اواخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم تحت تاثیر قرار داد. اصطلاح «هنر نو» (به معنای واقعی کلمه «هنر جدید») اولین بار در سال ۱۸۸۴ در بلژیک به کار رفت، اما این جنبش در کشورهای مختلف با نام های متفاوتی شناخته می شد: یوگنداستیل در آلمان، جدایی وین در اتریش، سبک گلاسگو در اسکاتلند، آرت نووا یا استیله لیبرتی در ایتالیا و بلاِپوک در فرانسه.
هنرمندان هنر نو بر این باور بودند که همه هنرها باید متحد شوند و در نتیجه جنبشی واحد را شکل دهند که شامل بسیاری از اشکال و زمینههای هنری مختلف باشد. با هدف نوسازی هنر و طراحی، هنرمندان از اشکال ارگانیک و طبیعی الهام گرفتند که منجر به خلق طرحهای ظریف با منحنیها و خطوط روان و نامتقارن شد.
دوره کلیدی: 1880-1910
مناطق کلیدی: اروپای غربی، ایالات متحده
کلیدواژهها: اشکال ارگانیک، دنیای طبیعی، خطوط منحنی، منحنیها، طراحی، معماری
هنرمندان کلیدی: گوستاو کلیمت، اوبری بردزلی، لوئیس کامفورت تیفانی، آنتونی گائودی، هنری دو تولوز لوترک، آلفونس موشا، هنری فان دو ولده، اوژن گراسه، یان توروپ، ویکتور هورتا

ریشههای هنر نو (Art Nouveau)
در سال ۱۸۸۴، اصطلاح «هنر نو» برای اولین بار در مجله هنری بلژیکی «ل’آرت مودرِن» (هنر مدرن) برای توصیف آثار گروه «لوون» (بیست نفر) به کار رفت که گروهی متشکل از ۲۰ هنرمند بودند که هدفشان وحدت بخشیدن به همه هنرها بود. طرفداران گروه «لوون» تحت تأثیر جنبش هنر و صنایع دستی ویلیام موریس و جنبشگرایی علیه محصولات بیکیفیت و تولید انبوه ناشی از انقلاب صنعتی و طرحهای سنگین و شلوغ هنر و معماری عصر ویکتوریا مبارزه میکردند. آنها در عوض، تشویق به گنجاندن طراحی زیبا و کاربردی در اشیاء، معماری و طراحی زندگی روزمره میکردند. همانطور که ویلیام موریس، طراح و تاجر انگلیسی، توضیح داد، اهداف اصلی عبارت بودند از: “بخشیدن لذت به اشیائی است که مردم ناچار به استفاده از آنها هستند؛ و بخش دیگر آن، لذت بخشیدن به ساخت اشیائی است که مردم ناچار به ساختن آن هستند”.
هنر نو که با پست امپرسیونیسم و سمبولیسم ارتباط نزدیکی دارد، همچنین تحت تأثیر شدید علاقه به هنر ژاپنی بود که در دهههای ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ در میان هنرمندان اروپایی رواج یافت، به ویژه چاپهای روی چوب توسط هنرمندانی مانند هوکوسائی. این چاپها حاوی بسیاری از اشکال گلدار و منحنیهای ارگانیک بودند که همگی به عناصر کلیدی جنبش هنری آرت نو یا هنر نو تبدیل میشدند.
هنر نو در سراسر رشتههای هنری
به دنبال آرمانِ «گِسامتکونستوِرک» (به معنای واقعی کلمه «کل اثر هنری»)، رسالت این جنبش دستیابی به ترکیبی از اشکال هنری بود که منجر به یک طراحی هماهنگ و وحدت بخش در رشتههای مختلف میشد. هنرمندان در این سبک در هنرهای زیبا، گرافیک و طراحی، معماری، مبلمان و طراحی داخلی، شیشه گری و جواهرات کار میکردند. منحنیهای روان، سبک بالا، فولاد و شیشه کاری ظریف و هنرمندانه، عناصر طلایی، اشکال و نقوش ارگانیک، مشخصه این سبک بودند.
معماری هنر نو (Art Nouveau)
هنر نو با خطوط منحنی خود، در معماری به عنوان واکنشی در برابر ارزشهای سنتی عقلانیت و وضوح سازه ظاهر شد. این سبک که اولین بار در بروکسل ظاهر شد، به زودی در سراسر اروپا و به ویژه در پاریس گسترش یافت، جایی که جایگزینی ریتمیک برای مقررات سختگیرانهای بود که ژرژ-اوژن هاوسمان بر ساختمانها با تزئینات دو بعدی یا مجسمهای اعمال میکرد.
هنر شیشهگری در سبک هنر نو (Art Nouveau)
هنر نو یکی از برجستهترین جلوههای خود را در هنر شیشهگری پیدا کرد. طراحان شیشه با کارگاههای معتبر همکاری میکردند و در نهایت تکنیکهای پیشرفته تولید را مانند حکاکی با تکنیک کندهکاری و برجستهکاری (وَنکامئو)، لایههای دوگانه و حکاکی با اسید توسعه دادند تا به جلوههای مورد نظر شفافیت و کدری و همچنین اشکال مواج الهام گرفته از اشکال طبیعی دست یابند. در حالی که در اروپا شهر نانسی به یکی از مهمترین مراکز صنعت شیشه تبدیل شد، کارگاههای لوئیس کامفورت تیفانی با تکنیکهای رنگآمیزی آزمایشی شیشههای رنگین و تولید لامپهای نمادین تیفانی در خارج از کشور شهرت پیدا کردند.
هنرمندان کلیدی جنبش هنری آرت نو یا هنر نو
گوستاو کلیمت
احتمالا گوستاو کلیمت، هنرمند اتریشی، اولین کسی است که با شنیدن نام هنر نو به ذهن همه خطور میکند. کلیمت به عنوان اولین رئیس گروه جدایی وین، گروه هنر نو مستقر در وین که هنرمندان، طراحان و معماران را گرد هم میآورد، برای رسیدن به اصل Gesamtkunstwerk (کل اثر هنری)، یعنی تلفیق زیبایی و کاربرد، تلاش کرد.
شهوتانگیزی و تمایلات جنسی عناصر مهمی در آثار کلیمت بودند، عناصری که در حدود سال ۱۹۰۰ در فلسفه، روانشناسی و هنر وین رواج یافت. این شهوتانگیزی به طور واضح در مشهورترین اثر کلیمت، «بوسه» (۱۹۰۷) درخشش دارد. طرح طلایی غنی، فرم تخت و منحنیهای اغواگرانه، نمونهای برجسته از سبک و جنبش هنری آرت نو یا هنر نو در آن دوران است.
اوبری بردزلی
Aubrey Beardsley یک هنرمند جوان با استعداد انگلیسی بود که هرگز به طور رسمی آموزش ندید. به دلیل ترسیم جسورانهاش از موضوعات شهوانی، او به یکی از جنجالیترین چهرههای جنبش هنر نو تبدیل شد. علیرغم مرگ نابهنگامش در سن 25 سالگی، او تعداد زیادی آثار هنری مهم از جمله تصاویر جوهر هندی برای سالومه اسکار وایلد تولید کرد. The Climax (1893) یکی از این آثار مهم است.
آلفونس موچا
آلفونس موچا هنرمند چک عمدتاً به خاطر پوسترها و تبلیغات تجاری خود شناخته شده بود. او علاقهمند بود «زن جدید» را به تصویر بکشد، زنانگی، جنسیت و زنان قدرتمند عصر مدرن را جشن بگیرد. پوستر او گیزموندا (1894) که برای نمایشنامه ویکتورین ساردو به همین نام ساخته شد، به نمادی از سبک آرت نوو تبدیل شد و الهام بخش بسیاری از هنرمندان پس از او شد. او همچنین به دلیل ترسیم فصول مختلف به شکل زنانه مشهور است.

جان توروپ
جان توروپ هنرمند هلندی-اندونزیایی بود که در سبک های سمبولیسم، پوینتیلیسم و جنبش هنری آرت نو کار می کرد. فیگورهای بسیار شیک و طرح های منحنی او نمادی از جنبش هنری است. در پوستر تجاری خود برای روغن سالاد دلفت، “Delftsche Slaolie”، او بدون زحمت دنیای تجاری نوظهور تبلیغات، محصولات مصرفی را با هنرهای زیبا ادغام کرد و دو زن زیبا را در منحنی های روان و خطوطی که روغن روی سالاد می ریزند به تصویر کشید. این پوستر تاثیرگذار دلیلی است که سبک هنر نو هلندی اغلب به عنوان “slaoliestijl” به معنای “سبک روغن سالاد” نامیده می شود.

هانری دو تولوز لوترک
هانری دو تولوز لوترک را می توان در بین سبک های هنری پست امپرسیونیسم و آرت نو طبقه بندی کرد. او بهویژه برای چاپ سنگیاش که صحنههایی از زندگی بوهمی در پاریس را به تصویر میکشد، شهرت داشت.
لویی کامفورت تیفانی
لویی کامفورت تیفانی به نامی تبدیل شد که بیشتر با جنبش هنری آرت نو یا هنر نو در ایالات متحده مرتبط شد. او وارث امپراتوری نقرهای تیفانی و کمپانیای بود که توسط پدرش در سال 1837 تاسیس شده بود. تیفانی کار خود را به عنوان یک نقاش آغاز کرد، اما بیشتر به خاطر آثار هنری تزئینی خود، به ویژه ساخت شیشههای سربیاش شناخته شد. تیفانی شیشههای رنگی را با جزئیات رنگآمیزی ریز تولید کرد که سبک تزئینی انقلابی را ایجاد کرد که هنوز با نام همان کمپانی تا به امروز مترادف است، و اصطلاح فراگیر “لامپ تیفانی” را ابداع کرد که حتی برای محصولات مشابه ساخته شده توسط طراحان رقیب از همان دوران استفاده می شود.

آنتونی گائودی
آنتونی گائودی یکی از مشهورترین معماران مرتبط با مدرنیسم، نوع کاتالانی معماری آرت نوو است. معمار کاتالانی که بیشتر به خاطر کلیسای جامع ساگرادا فامیلیا و پارک گوئل در بارسلونا مشهور است، با منحنی های فراوان، طرحهای صاف و پر زرق و برق و رنگ های جسورانه در ساختمان های خود کار کرده است.

ویکتور هورتا
ویکتور هورتا بلژیکی یکی از بنیانگذاران جنبش هنری آرت نوو و یکی از افرادی است که مسئولیت گسترش این جنبش از هنرهای تجسمی و تزئینی به حوزه معماری را بر عهده دارد. او به خاطر طراحی هتل تاسل (1894) در بروکسل، که اولین ساختمان هنر نو محسوب میشود، مشهور است.

میراث جنبش هنری آرت نو یا هنر نو
در حوالی دوره جنگ جهانی اول، آرت نوو به دلیل تزئینات بسیار استادانه و مجلل مورد انتقاد قرار گرفت. علاوه بر این، صنایع دستی فشرده، آن را برای مخاطبان انبوه، نسبتاً غیرقابل دسترس کرد. اگرچه این جنبش از جنگ جهانی اول جان سالم به در نبرد، اما در جنبشهای مختلفی که بعداً آمدند، مانند آرت دکو، مدرنیسم و حتی برخی از عناصر باهاوس زندگی کرد. آرت نوو زبان بصری تعیینکننده یک لحظه کوتاه در زمان بود و بقایای این سبک زیبا هنوز در بسیاری از شهرهای جهان مانند پاریس، جایی که ورودی ایستگاههای مترو طراحی شده توسط هکتور گیمار بین 1890 و 1930، به سبک اصلی باقی مانده است

نقش جنبش هنری آرت نو یا هنر نو در گرافیک
جنبش هنری آرت نو که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ظهور کرد، انقلابی در دنیای هنر ایجاد کرد و بر تمام جنبههای زندگی، از جمله گرافیک، تأثیر گذاشت. این جنبش در واکنش به نظم و انضباط خشک و سفت و سخت هنر آکادمیک، به دنبال زیباییشناسی جدیدی بود که با خطوط منحنی، اشکال طبیعی و استفاده از مواد جدید و نوآورانه مشخص میشد.
تاثیر جنبش هنری آرت نو بر گرافیک
آرت نو در گرافیک به روشهای مختلفی خود را نشان داد:
1. استفاده از خطوط منحنی و ارگانیک: به جای خطوط صاف و هندسی که در هنر آکادمیک رایج بود، هنرمندان آرت نو از خطوط منحنی و ارگانیک الهام گرفته از طبیعت، مانند گلها، گیاهان و امواج، استفاده میکردند. این خطوط پویایی و حس حرکت را به آثار گرافیکی میبخشیدند.
2. استفاده از موتیفهای طبیعی: هنرمندان آرت نو از موتیفهای طبیعی مانند گلها، برگها، حشرات و حیوانات در آثار خود استفاده میکردند. این موتیفها به menudo به صورت stylized و انتزاعی به تصویر کشیده میشدند. اوبری بردسلی در تصویرسازیهایش برای مجلات و کتابها، از این موتیفها به وفور استفاده میکرد.
3. استفاده از رنگهای روشن و متنوع: در حالی که هنر آکادمیک معمولاً از رنگهای تیره و سنگین استفاده میکرد، هنرمندان آرت نو از رنگهای روشن و متنوع استفاده میکردند. این رنگها به آثار گرافیکی حس شادابی، طراوت و سرزندگی میبخشیدند.
4. استفاده از تکنیکهای چاپ جدید: با ظهور تکنیکهای چاپ جدید مانند لیتوگرافی رنگی، هنرمندان آرت نو میتوانستند پوسترهای رنگی و تصاویر را در مقیاس بزرگ تولید کنند. این امر به آنها امکان میداد تا آثار خود را به مخاطبان گستردهتری برسانند. ژولز شره از این تکنیکها برای خلق پوسترهای تبلیغاتی استفاده میکرد که به خاطر تصاویر رنگارنگ و جزئیات دقیقشان مشهور بودند.
هنرمندان برجسته گرافیک آرت نو
علاوه بر هنرمندانی که قبلاً ذکر شد، هنرمندان برجسته دیگری نیز در زمینه گرافیک آرت نو فعالیت میکردند که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
گوستاو کلیمت: نقاشیها و پوسترهای کلیمت که از اشکال هندسی و موتیفهای شرقی استفاده میکرد، به خاطر زیبایی خیرهکننده و ظرافتشان مشهور هستند.
پیتر بچرم: طراحیهای بچرم برای پوستر، آگهی و بستهبندی، به خاطر استفاده از خطوط منحنی و رنگهای روشن، بسیار چشمنواز و جذاب هستند.
EUGENE Grasset (اوژن گراسه): گراسه از پیشگامان جنبش آرت نو به شمار میرود و تأثیر بهسزایی بر سایر هنرمندان این دوره داشته است. پوستر او برای “کاغذ سیگار بیگار” (Job cigarette papers) نمونهای عالی از استفاده از موتیفهای طبیعی به سبک آرت نو است.
تاثیرات آرت نو
آرت نو تأثیر عمیقی بر گرافیک مدرن داشت. این جنبش به طراحان گرافیک آزادی بیان بیشتری داد و به آنها امکان داد تا از خلاقیت خود در آثارشان استفاده کنند. همچنین به ظهور جنبشهای هنری دیگر مانند آرت دکو و مدرنیسم کمک کرد. تأثیر آرت نو را میتوان حتی در طراحی گرافیک امروزی نیز مشاهده کرد، به ویژه در استفاده از خطوط منحنی، رنگهای روشن و موتیفهای طبیعی.
نمونههایی از کاربرد آرت نو در گرافیک
آرت نو در بسیاری از اشکال گرافیک مورد استفاده قرار گرفت:
پوستر: همانطور که ذکر شد، پوستر یکی از محبوبترین رسانهها برای هنرمندان آرت نو بود. هنرمندان از پوسترها برای تبلیغ محصولات، رویدادها و جنبشهای اجتماعی استفاده میکردند.
مجله: مجلات با استفاده از تصاویر و طراحیهای آرت نو، ظاهری شیک و مدرن به خود میگرفتند. هنرمندانی مانند اوبری بردسلی و EUGENE Grasset (اوژن گراسه) در خلق تصویرسازیهای مجلات به سبک آرت نو نقش بهسزایی داشتند.
کتاب: تصاویر و طراحیهای آرت نو برای تصویرسازی کتابها، به خصوص کتابهای داستان و شعر، استفاده میشد. این تصاویر به جذابیت بصری کتابها میافزودند.
آگهی: طراحان گرافیک از تصاویر و طراحیهای آرت نو برای ایجاد آگهیهای جذاب و چشمنواز استفاده میکردند. این آگهیها به جلب توجه مخاطبان و معرفی محصولات کمک میکردند.
بستهبندی: استفاده از تصاویر و طراحیهای آرت نو بر روی بستهبندی محصولات، به آنها ظاهری شیک و لوکس میبخشید و باعث جلب توجه مصرفکنندگان میشد.
در این مقاله به معرفی و بررسی کامل جنبش هنری آرت نو یا همان هنر نو پرداختیم و مشاهده کردیم که جنبش هنری آرت نو علاوه بر تاثیر بر روی هنر زیبا، معماری، هنر تزئینی و… ، نقشی اساسی در تاریخ گرافیک نیز ایفا کرده است. این جنبش با زیباییشناسی منحصر به فرد خود، به طراحان گرافیک آزادی بیان بیشتری داد و به شکوفایی خلاقیت آنها کمک کرد. تأثیر آرت نو را میتوان تا به امروز در دنیای گرافیک مشاهده کرد و آثار هنرمندان این دوره همچنان الهامبخش طراحان معاصر است.


