در مقاله معرفی جنبشهای هنری، درباره اکثر جنبشهای هنری که تاکنون شناخته شده است، صحبت کردیم و خلاصهای از دیدگاههای هرکدام را با هم مرور کردیم. حالا میخواهیم به طور خاص به جنبش هنری سورئالیسم پرداخته و با جزئیات آن آشنا شده و در آن عمیق شویم.
“سورئالیسم مکتبی فکری و هنری است که بر قدرت مطلق رویاها و آزاداندیشی بنا شده است. این مکتب، منطق و عقلگرایی را کنار میگذارد و به دنبال کشف ناخودآگاه و جهان خیال است”. _ آندره برتون
تعریف سورئالیسم: سورئالیسم چیست؟
ساعتهای ذوبشده دالی، فیگورهای ابری مگریت، خودنگاره فریدا کالو در قالب یک گوزن شکار شده… اینها تنها چند نمونه از تصاویر آشنایی هستند که با شنیدن واژه «سورئالیسم» به ذهن خطور میکند. این جنبش هنری که در دهه ۱۹۲۰ و با رهبری آندره برتون شکوفا شد، عقلانیت سرکوبگر جامعه را رد میکرد. در عوض، پیروان این جنبش به کاوش در ناخودآگاه و ذهن غیرمنطقی پرداختند، که آن را برتر از عقلانیت ِoppressive (سرکوبگر) میدانستند. برتون همچنین تحت تأثیر نوشتههای روانکاوانه زیگموند فروید قرار داشت، کسی که معتقد بود ذهن ناخودآگاه (که به عنوان مثال از طریق رویاها خود را بیان میکند) منبع خلاقیت است. هنرمندان سورئالیست از طراحی یا نوشتن خودکار (اتوماتیک) برای رهایی از ایدههای درون ناخودآگاه خود استفاده میکردند و اغلب عناصر رؤیاهایشان را به تصویر میکشیدند.
نکات کلیدی جنبش هنری سورئالیسم
تاریخ کلیدی: ۱۹۲۴ – ۱۹۶۶
مناطق کلیدی: پاریس، نیویورک
کلمات کلیدی: سورئالیست، ناخودآگاه، غیرمنطقی، اتوماتیک، رویاها
هنرمندان کلیدی: آندره برتون، سالوادور دالی، آندره ماسون، رنه مگریت، خوان میرو، ایو تانگوی، ماکس ارنست، فریدا کالو، دیگو ریورا، مرِت اوپنهایم، ژان آرپ، من ری، ویفردو لام


«سورئالیسم اتوماتيسم رواني در حالت ناب است، که از طريق آن فرد قصد دارد، چه به صورت کلامي، چه نوشتاري، يا به هر طريق ديگر، کارکرد واقعي انديشه را بدون هيچ گونه کنترلي از جانب عقل و به دور از هرگونه دغدغه زيباييشناسي يا اخلاقي بيان کند.» – آندره برتون، بياننامه سورئاليسم
ریشههای سورئالیسم
در اواخر دهه ۱۹۱۰، زمانی که اشکال اولیه سورئالیسم پدیدار شد، این جنبش اساساً یک جنبش ادبی بود. در سال ۱۹۱۵، آندره برتون جوان، دانش وسیعی در زمینه ادبیات، هنر معاصر، آنارشیسم و پزشکی داشت. جنگ جهانی اول در اروپا در جریان بود و او به عنوان پرستار در بیمارستان نظامی نانت مشغول به کار شد. وحشتهای جنگ تأثیر عمیقی بر برتون گذاشت و او اولین اشعار خود را در آنجا سرود. او همچنین با دو مردی آشنا شد که بعدها به عنوان راهنماهای فکری او شناخته شدند – گیوم آپولینر و ژاک واش. هر دوی آنها به دلیل جراحات جنگی به بیمارستان منتقل شده بودند. آپولینر، شاعر آوانگارد فرانسوی بود که در نمایشنامه خود که در سال ۱۹۱۷ اجرا شد، کلمه «سورئالیست» را ابداع کرد. با این حال، این آندره برتون بود که در «بیاننامه سورئالیسم» خود در سال ۱۹۲۴، سورئالیسم را به عنوان یک جنبش هنری تعریف کرد. برای او، سورئالیسم «اتوماتيسم رواني در حالت ناب» بود، «که از طريق آن فرد قصد دارد، چه به صورت کلامي، چه نوشتاري، يا به هر طريق ديگر، کارکرد واقعي انديشه را بدون هيچ گونه کنترلي از جانب عقل و به دور از هرگونه دغدغه زيباييشناسي يا اخلاقي بيان کند.»
برتون بر اساس باورهای جدید خود، گالری اختصاصی به نام «گالری سورئالیست» را در پاریس افتتاح کرد و همچنین تصمیم گرفت تا مجموعهای از نمایشگاههای گروهی را برگزار کند که اولین آنها در سال ۱۹۲۵ در گالری پیر لئوب برگزار شد. در این نمایشگاه آثاری از اعضای سورئالیست و سایر هنرمندان تا حدودی مرتبط مانند پل کله، پابلو پیکاسو، من ری و مارسل دوشان به نمایش درآمد که به دلیل کیفیتهای تخیلی و تحریکآمیز آثارشان، همسو با آرمانهای هنری سورئالیستی در نظر گرفته میشدند. با افزایش شهرت و نفوذ بینالمللی سورئالیسم، نمایشگاههای دیگری نیز برگزار شد.
ایدههای کلیدی پشت سوررئالیسم
اگرچه شاعران اولیه سوررئالیست در مورد مشارکت در تولید هنری مردد بودند، زیرا از نظر آنها عمل مکانیکی خلق هنر – چه طراحی، نقاشی یا مجسمه سازی – مانع از بیان خودانگیخته ناخودآگاه شد، در حدود اواسط دهه 1920، نظریه پرداز اصلی سوررئالیسم، آندره برتون، در سوررئالیسم و نقاشی اصلی خود، پتانسیل هنرهای تجسمی را به عنوان ابزاری برای باز کردن قفل قدرت روان و خلق تصاویر پوچ، تا حدی طنزآمیز و تا حدی شوم، مورد بازنگری قرار داد: “جلوهای از تضادها در زندگی روزمره”. تعداد کمی از جنبشهای هنری دیگر به اندازه سورئالیسم فراگیر بودند. جنبش هنری سورئالیسم توسط هیچ رسانه یا سبک خاصی تعریف نشده بود، همه آن رشتههایی را در بر میگرفت که میتوانستند جنبه عجیب و غریب واقعیت را از هنرهای تجسمی گرفته تا موسیقی، تئاتر و سینما نشان دهند. در عوض، رویکردی فلسفی داشت، زیرا – به قول جویس منصور هنرمند – “این تکنیک نقاشی نیست که سوررئالیستی است، این نقاش و بینش نقاش از زندگی است”.
هنرمندان معروف سبک سورئالیسم
استمرار حافظه اثر سالوادور دالی (۱۹۳۱)
این اثر که به طور قطع مشهورترین اثر دالی به شمار میرود، ساعتها را، که اشیاء سختی هستند، به شکل غیرقابل توضیحی نرم و خمیده به تصویر میکشد. در اینجا، زمان به معنای واقعی کلمه خم میشود و موجودی که بر روی مرکز بوم نقاشی کشیده شده به نظر میرسد همزمان در حال ذوب شدن، خوابیدن و مردن است. «عکاسهای رویاییِ دستساز» دالی، رؤیاها و تصورات پوچ او را به شیوهای باورنکردنی ملموس و واقعگرایانه به نمایش میگذارند.

خیانت تصاویر اثر رنه ماگریت (۱۹۲۸)
نقاشی واقعگرایانهی ماگریت از یک پیپ چوبی ساده به یکی از نمادینترین آثار جنبش سورئالیسم تبدیل شده است. زیر پیپ این نوشته وجود دارد: «Ceci n’est pas un pipe» («این یک پیپ نیست»). ماگریت با الهام از فلسفهی متافیزیکی، تناقضی را به مخاطب ارائه میدهد. آنچه دیده میشود یک پیپ است، اما کلمات او این درک فوری از نقاشی را نقض میکند. اگر این یک پیپ نیست، پس چیست؟ ماگریت بیننده را به تفکر دربارهی رابطهی میان زبان و اشیاء روزمره، و همچنین هنر در برابر واقعیت، برمیانگیزد.

شکارچی (منظره کاتالان) اثر خوان میرو (1924)
نقاشی شکارچی اثر میرو، منظرهای سورئالیستی را به تصویر میکشد که از زادگاه او، کاتالانیا، الهام گرفته شده است. این منظره آکنده از اشکال مثلثاتی عجیب، کرهها و اندامهای جدا شدهی انسان و حیوان است. در واقع، تنها موجودات کاملاً قابل تشخیص در این اثر، پرندهها هستند. اشکال و فیگورها در حال معلق ماندن، شناور بودن و به نظر میرسد در حرکت دائمی هستند. در پیشزمینه کلمه “sard” نوشته شده است که کوتاهشدهی “Sardana” رقص ملی کاتالانیا است. این کلمهی کوتاهشده از کلمات تکهتکهشدهی شعر دادائیستی و سورئالیستی الهام گرفته شده است.

گوزن زخمی اثر فریدا کالو (1946)
این نقاشی نمادین، فریدا کالو را به عنوان یک گوزن زخمی که با چندین تیر سوراخ شده است، به تصویر میکشد. او این نقاشی را پس از یک جراحی ناموفق ستون فقرات در نیویورک در سال ۱۹۴۶ کشید. با ارائهی این خودنگاره از خودش به عنوان یک نیماستاد، نیمه انسان شکارشده، او رنج خود را با بیننده به اشتراک میگذارد. انتخاب او برای به تصویر کشیدن خود به عنوان یک استادهنر (گوزن نر)، ممکن است به دوجنسگرایی او اشاره داشته باشد.

اُبژه اثر مریت اوپنهایم (1936)
اُبژهی مریت اوپنهایم، یک فنجان و نعلبکی پوشیده شده با خز، تحت تأثیر گفتگویی با پابلو پیکاسو و دورا مار خلق شد. پیکاسو از دستبند خزدار اوپنهایم تعریف میکرد و گفت که هر چیزی را میتوان با خز پوشاند. سپس اوپنهایم پاسخ داد: «حتی این فنجان و نعلبکی را.» زمانی که آندره برتون از او برای شرکت در اولین نمایشگاه اشیاء سورئالیستی دعوت کرد، او یک فنجان، نعلبکی و قاشق خرید و آنها را با خز یک غزال چینی پوشاند. بدین ترتیب، اوپنهایم اشیاء ظریف و زیبا را به چیزی جنسیتی تبدیل کرد.

سورئالیسم در اروپا و آمریکا
سورئالیسم در پاریس، فرانسه متولد شد و در طول دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ مرکز اصلی این جنبش باقی ماند. هنرمندان اصلی مرتبط با این جنبش در اروپا عبارت بودند از آندره برتون، سالوادور دالی، آندره ماسون، رنه ماگریت، خوان میرو، ایو تانگی، ماکس ارنست، مریت اوپنهایم، ژان آرپ، من ری و ویفردو لام. در ابتدا، آندره برتون از طریق مکاتبه با تریستان تزارا با جنبش دادا ارتباط برقرار کرد. با این حال، به دلیل اختلافات مختلف، ارتباط آنها قطع شد و سپس برتون در سال ۱۹۲۴ با مانیفست سورئالیستی خود، سورئالیسم را تأسیس کرد.
در طول جنگ جهانی دوم، بسیاری از هنرمندان سورئالیست (از جمله آندره برتون و ماکس ارنست) از اروپا گریختند. بسیاری از آنها در ایالات متحده ساکن شدند و بر طیف وسیعی از هنرمندان آمریکایی تأثیر گذاشتند. عناصر تصادفی که در هستهی هنر سورئالیستی قرار داشتند، به توسعه نوع جدیدی از هنر در آمریکا کمک کردند. به طور خاص، اکسپرسیونیسم انتزاعی، با هنر ضد جنگ، خودجوش و بدون فیلمنامهی خود، مدیونِ بسیاری به سورئالیستها است.

سورئالیسم در مرکز و آمریکای لاتین
اگرچه هنرمندان بزرگ مکزیکی، فریدا کالو و دیگو ریورا، هرگز رسماً بخشی از جنبش سورئالیسم نبودند، اما اغلب با آن مرتبط هستند. کالو گفت: «آنها فکر میکردند من یک سورئالیست هستم، اما نبودم. من هرگز رویاها را نقاشی نکردم. من واقعیت خودم را نقاشی کردم.» با این حال، آندره برتون از کالو و ریورا در مکزیک بازدید کرد. او همچنین چهارمین نمایشگاه بینالمللی سورئالیست را در مکزیکو سیتی سازماندهی کرد که شامل آثاری از این دو هنرمند بود. هرچند رسماً به این جنبش وابسته نبودند، اما قطعاً با بسیاری از مضامین سورئالیستی مانند ضمیر ناخودآگاه، رویاها و نمادگرایی کار کردند.
ویفردو لام، هنرمند متولد کوبا (که تبار آفریقایی-چینی-کوبایی داشت)، هنرمند مهم دیگری در جنبش سورئالیستی بود. لام در مادرید و پاریس تحصیل کرد، جایی که با پیکاسو دوست نزدیک شد و با سورئالیسم آشنا گردید. نقاشیهای لام بازتابی از بیعدالتیهای اجتماعی و معنویت بود.
سورئالیسم در سینما و ادبیات
سورئالیسم تنها به هنرهای تجسمی محدود نمی شد. برعکس، از آنجایی که برتون کار خود را به عنوان یک شاعر آغاز کرد، سورئالیسم به طور طبیعی در محافل ادبی تأثیرگذار شد. از طرفداران مهم ادبیات سورئالیستی میتوان به آندره برتون، پل الوار، روبر دسنوس، ژرژ باتای، فیلیپ سوپالت، لویی آراگون و آنتونن آرتو اشاره کرد.
در سینما، لوئیس بونوئل با فیلمهای سورئالیستی خود مانند «سگی آندلسی» (۱۹۲۹، ساخته شده با سالوادور دالی) سروصدا به پا کرد. سورئالیستها در سینما از تکنیکها و رویکردهای جدیدی برای رهایی هنر سینما از روایتگری سنتی استفاده کردند. در عوض، آنها میخواستند این رسانه را به ابزاری برای کاوش و آشکارسازی عملکردهای درونی ضمیر ناخودآگاه تبدیل کنند.
تأثیر سورئالیسم
سورئالیسم تأثیر عمیقی بر اکسپرسیونیسم انتزاعی و رویدادهای بدون فیلمنامهی دههی ۱۹۵۰ که توسط آلن کاپروف ترویج شد، گذاشت. یک جنبش بینالمللی در دههی ۱۹۶۰ نیز مدیون ایدهها و روشهای سورئالیستی است.
سورئالیسم با مرگ آندره برتون در سال ۱۹۶۶ به پایان رسید. با این حال، این جنبش همچنان الهامبخش هنرمندان معاصر بیشماری است. هنرمندانی مانند دیوید لینچ، جولی کورتیس و مری رید کلی، تنها چند نمونه را نام ببریم، با حجم زیادی از تصاویر و تکنیکهای سورئالیستی کار میکنند.

تاثیر سورئالیسم در گرافیک
سورئالیسم، جنبشی هنری که در اوایل قرن بیستم در پاریس شکل گرفت، انقلابی در دنیای هنر ایجاد کرد و تاثیرات عمیقی بر طیف گستردهای از رشتهها، از جمله گرافیک، گذاشت. طراحان گرافیک از تصاویر و ایدههای سورئالیستی برای خلق آثار خلاقانه و بصری جذاب استفاده میکردند که چالشبرانگیز، متفکرانه و گاه شوخطبعانه بودند.
تاثیرات کلیدی سورئالیسم بر گرافیک عبارتند از:
استفاده از تصاویر رویایی و غیرمنطقی: طراحان گرافیک سورئالیست از تصاویر و نمادهایی استفاده میکردند که غالباً از رویاها، توهمات و ضمیر ناخودآگاه الهام گرفته شده بودند. این تصاویر غالباً غیرمنطقی و گیجکننده بودند، اما هدفی جز تحریک تخیل و کاوش در اعماق ذهن انسان نداشتند.
تکنیکهای تجربی: سورئالیستها از تکنیکهای تجربی مختلفی مانند کلاژ، فتومونتاژ و چاپ دستی برای خلق آثار گرافیکی خود استفاده میکردند. این تکنیکها به آنها اجازه میداد تا تصاویر و ایدههای خود را به شیوهای منحصر به فرد و خلاقانه بیان کنند.
تمرکز بر ضمیر ناخودآگاه: سورئالیستها به ضمیر ناخودآگاه به عنوان منبعی از خلاقیت و الهام عمیق توجه داشتند. طراحان گرافیک سورئالیست از ضمیر ناخودآگاه برای خلق تصاویری استفاده میکردند که غالباً سمبلیک و چندمعنایی بودند و تفسیرهای مختلفی را ارائه میدادند.
طغیان علیه هنجارها: سورئالیستها علیه هنجارها و ارزشهای سنتی در هنر، جامعه و سیاست شوریدند. طراحان گرافیک سورئالیست از آثار خود برای به چالش کشیدن هنجارهای موجود در طراحی گرافیک و بیان ایدههای جدید و رادیکال استفاده میکردند.
برخی از طراحان گرافیک مشهور سورئالیست
سالوادور دالی: دالی به خاطر نقاشیهای سورئالیستی خود مشهور است، اما او همچنین تعدادی پوستر و طرح گرافیکی نیز خلق کرد. آثار دالی غالباً تصاویری عجیب و غریب و گیجکننده را به تصویر میکشند که چالشبرانگیز و متفکرانه هستند.

مان ری: ری عکاس و هنرمند آمریکایی بود که به خاطر عکسهای سورئالیستی خود مشهور است. ری همچنین تعدادی طرح گرافیکی نیز خلق کرد که از سبک سورئالیستی او الهام گرفته شده بودند.

مکس ارنست: ارنست نقاش و مجسمهساز آلمانی بود که به خاطر نقاشیهای سورئالیستی خود مشهور است که غالباً تصاویری fantastical و رویایی را به تصویر میکشند. ارنست همچنین تعدادی طرح گرافیکی نیز خلق کرد که از سبک سورئالیستی او الهام گرفته شده بودند.

سورئالیسم بدون شک نقشی انقلابی در دنیای هنر ایفا کرد. این جنبش با به چالش کشیدن هنجارها و قواعد سنتی در نقاشی، مجسمهسازی، عکاسی و سایر اشکال هنری، راه را برای ظهور جنبشهای هنری نوین مانند اکسپرسیونیسم انتزاعی و پاپآرت هموار کرد.
همچنین مشاهده کردیم که تاثیر سورئالیسم بر گرافیک تا به امروز ادامه دارد. طراحان گرافیک معاصر همچنان از تصاویر و ایدههای سورئالیستی برای خلق آثار خلاقانه و بصری جذاب استفاده میکنند. سورئالیسم به طراحان گرافیک یاد میدهد که از قواعد و هنجارها فراتر رفته و از تخیل خود برای خلق آثاری استفاده کنند که هم زیبا و هم تفکربرانگیز باشند.


